بررسی آخرین قوانین و مقررات تدوین شده در مورد نقش و وظایف شوراها از جمله قانون وظایف و اختیارات شوراها  


مصوب 23/3/75   مجلس شورای اسلامی 13 وظیفه کلی را که که طیف وسیعی از وظایف را در دل خود دارند شامل می شود .با این حال عملا شوراها به دلیل نقش پررنگ دولت در تصدی امورات طی سالهای طولانی  با روندی کند و آهسته به سمت پیدا کردن جایگاه واقعی خود در اداره شهرها و روستاها پیش می روند.با این حال توجه دولت در سالهای اخیر به خارج شدن از تصدی گری و واگذاری امورات مردم به خود آنها و همچنین قانون اساسی که جایگاه محکم و قوی ای برای نظام شورایی در روستاها و شهرها در نظر گرفته است چشم انداز مناسبی برای بهبود جایگاه شورا در سالهای آینده فراهم نموده است. 

 واقعیت این است که درتجربه اولیه شوراهای اسلامی روستایی در کشور که معروف به شوراهای جهاد سازندگی بودند و توسط جهاد سازندگی در روستاها تشکیل می گردیدند نقش و جایگاه شوراهای روستایی نسبت به تشکیلات فعلی شوراها تفاوت زیادی وجود دارد. با این حال بنظر می رسد در روستاها عموما همان کارکرد شوراهای جهادی که غالبا در توزیع ارزاق و مهر و تائید نامه های اهالی خلاصه می شد در ذهن ها باقی مانده است و نقش و تاثیر شورا در شتاب بخشیدن و توسعه و عمران روستاها و جذب مشارکت و همراهی اهالی چندان مورد توجه قرار نمی گیرد.

در واقع شوراهای روستایی در جایگاه فعلی نقش یک پارلمان و مجلس کوچک را دارند که با کمک بازوی اجرایی خود که تشکیلات دهیاری است اداره روستا را بر عهده دارند . از این نظر در قانون فعلی شوراها  توقعات و انتظارات زیادی از دیدگاه قانونی برای شوراها در نظر گرفته شده است .الف : یکی از مهمترین این کارکردها نقش شورا در شناسایی دقیق و کارشناسی و انتقال بموقع مسائل و مشکلات به مسئولین و ادارات ذیربط دولتی در سطح بخش و شهرستان و استان  وپیگیری آن تا رفع مشل است. ب :کارکرد و وظیفه مهم و اساسی دیگر شورا انتخاب مدیر اجرایی توانمند برای روستا تحت عنوان دهیار است.در واقع مهمترین عنصر مدیریتی روستا دهیاران هستند که سکان اجرایی مسائل اجتماعی و فرهنگی و عمرانی روستاها را بر عهده دارند .

مطلب دیگر این است که کار شوراها ناظر بیرونی ندارد و هیچ نهادی نمی تواند شوراها را ملزم به فعال بودن نماید مگر آنکه مطالبات مردم محل شورا را وادار به تحرک نماید  البته مصوبات شوراها توسط بخشدار و فرمانداری ها با قانون سنجیده می شود  اما اینکه شورا الزام به فعالیت و پیگیری داشته باشد امری درونی و مربوط به شخصیت جمعی شورا است .لذا در مناطقی که عموما سطح آگاهی مردم از وظایف و نقش شورا پایین است و خود مجموعه شورا نیز انگیزه تحرک ندارد پیامد خوبی بدنبال ندارد.این مطلب باعث شده است در برخی از موارد شوراها ی روستایی به بی عملی و رکود دچار شوند و گاها حتی در هزینه کرد اعتبارات معمول که به روستاها اختصاص پیدا می کند بمانند.

  از طرفی نقش پر رنگی که رییس شورا در نحوه گردش کار در شورا دارد تعیین کننده است .نقش کلیدی و نحوه تعامل و توان مدیریتی رییس شورا می تواند فعالیت و تلاش اعضا و مشارکت مردمی را بدنبال داشته باشد یا اینکه موجب سکون و بی عملی سایر عناصر گردد.  

   نحوه عمل اعضا شورا و اهداف و انگیزه های آنها نیز بر کارکرد شورا موثر است.یک مجموعه هدفمند و دلسوز هر چند نظراتشان در امور مختلف همیشه یکسان نباشد اما چنانچه نیت خدمت و بهبود امورات محول را داشته باشند در توفیق شورا موثرند.اعضاء بی تحرک و منفعل که انگیزه ای برای ورود و درگیر شدن با مسائل را نداشته باشند می توانند کارکرد کلی شورا را تنزل دهند.

برخورد و نحوه عمل بخشداران نیز می تواند تحرک یا کم تحرکی شوراها را تحت تاثیر قرار دهد. مطابق ترتیبات اداری عموم مراجعات و مسیر پیگیری امورات روستا از کانال بخشداری صورت می گیرد لذا مجموعه عوامل هستند که می توانند در ارتباط با هم طوری عمل کنند که شورا بتواند بهره وری مناسب را بدنبال داشته باشد .

مسئولین مرتبط با امورات رفاهی و اجتماعی  در ادارات و سازمانهای مختلف از ادارات آب و برق و بنیاد مسکن و کمیته امداد و کشاورزی گرفته تا راه و بهداشت و آموزش و پرورش معمولا تا تحرک و تکاپویی از جانب دهیار و شورا صورت نگیرد کمتر به مسائل عمرانی روستا ورود پیدا می کنند و در واقع نقش شوراهای روستایی در این موارد تعیین کننده است.شاید برای گرفتن یک ترانسفورماتور برق یا یک لوله کشی آب باید تماسهای تلفنی و مکاتبات و مراجعات پیگیرانه ای انجام شود تا مشکل برای ادارات ذیربط نمود و اولویت پیدا کند و در جهت حل آن اقدام شود. لذا این که برخی روستاها در این حوزه ها امکانات بیشتری می گیرند و بعضی کمتر بی ارتباط با سطح پیگیریهای شورا  و خصوصا دهیار ان نیست.

شوراهای روستایی و دهیاران در فضای کنونی اداری کشور نقش مهمی برای رفاه و پیشرفت مسائل روستا دارند و چه بسا تاثیرات شورای روستا برای اهالی بیشتر از شوراهای شهری برای شهرنشینان است.خصوصا که در شهرها ادارات ذیربط حضور دارند اما در روستا کمتر اداره و نهادی نمایندگی دارد و این شورا و دهیاری است که باید این نقش را ایفا نمایند.